عرض شد؛
عاشق باید شد
و من عاشق شدم
""" نگاه به آسمان...
می بارید... """
این نم نم گونه هایم را تر می کند
معشوق به ریشم می خندد.
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی
،تو که داشته هایت هیچ است و ورق هایت بی شمار
ثبت است در دفترِ خاطراتم هیچ در هیچت؛
""" .تَکِ اوّل، دلِ من بود که قربانی نگاهت شد """
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی
!نورِ دو دیده
اینجا بیغوله است؛
،بعد از مدّت ها حرف
.آجرِ مسجد هم طرفی از خدا نبَست
بیغوله : ویرانه
برچسب:
نویسنده: ماهان محمدی